هنگامیکه شما به عملکرد کسبوکار یک سال اخیر خود فکر میکنید، چقدر از آن راضی هستید؟ آیا به تمام اهدافی که تعیین کرده بودید، دستیافتید؟
در این مقاله ما به شما نشان خواهیم داد که اهدافی واضح و قابلاجرا برای کسبوکار خود تعیین کرده و نحوه ایجاد تغییراتی که لازم است قدرت خود را از طریق آنها تقویت کنید بیایید. بهاینترتیب در آینده به هر هدفی که برای کسبوکارتان تعیین کردهاید، دست مییابید.
۱– ابتدا اهدافتان را بهطور کاملاً مشخص و روشن اولویتبندی کنید
یکی از بزرگترین چالشهای هر کسبوکار این است که همهچیز باید همزمان انجام شود. شما نیاز به پیدا کردن مشتریان جدید دارید، باید همزمان مشتریان موجود خود را راضی نگهدارید، امور مالی خود را مدیریت کنید، فرآیندهای خود را سادهتر و کارکنان خود را همگام نمایید. همه این کارها در یکزمان باید انجام شود. هنگامیکه اهداف بزرگ و کلیدی شرکت را برای یک سال آینده تنظیم میکنید، باید بدانید که اولویتهای شما چیست. تجزیهوتحلیل SWOT یکراه فوقالعاده برای روشن شدن چیزی است که باید در ابتدا موردتوجه قرار گیرد. این تجزیهوتحلیل درواقع همان نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدات کسبوکار شما است.
برای مثال؛ بیایید یک سالن زیبایی را در نظر بگیریم. شما تجزیهوتحلیل SWOT را انجام میدهید و موارد زیر را مشخص میکنید:
اکنون میتوانیم ببینیم چگونه از این تجزیهوتحلیل SWOT، برای تعیین اولویتها استفاده کنیم. بهتر است اهداف خیلی زیادی را انتخاب نکنید، زیرا باعث محدود شدن شما میشود. برای انتخاب اهداف ابتدا سه اولویت زیر را تعیین کنید:
- با فروش محصولات جدید خود به مشتریان موجود، درآمد خود را افزایش دهید.
- با ایجاد بازاریابی هدفمند برای کارکنان در ساختمانهای اداری جدید، درآمد خود را افزایش دهید.
- از شبکه اجتماعی اینستاگرام استفاده کنید تا کسبوکارتان را به فروش رسانده و شهرت و اعتبار عالی فعلی خود را افزایش دهید.
توجه داشته باشید که: اینها درواقع اهداف نیستند، بلکه زمینههای اصلی و کلیدی شما هستند که میبایست روی آنها تمرکز داشته باشید. پس از آنکه شما با تیم خود درباره این موارد بحث کردید، میتوانید آنها را به اهداف SMART تبدیل کنید تا مطمئن شوید که به آنها عمل میکنید.
۲– این اهداف را با تیم خود مرور کنید
صاحب هر کسبوکار موفقی، میداند افرادی که برای او کار میکنند، ارزشمندترین دارایی او هستند. تیم شما هرروز در محیط کار حضور دارد، روی محصولات شما کار کرده و با مشتریان صحبت میکند. بنابراین، آنها بهترین افرادی هستند که میتوانند به شما بگویند که چه موردی مهم و چه چیزی مهم نیست، چه چیزی میتواند کسبوکار شما را به عقب برگرداند، و اینکه کجا باید تلاشهای خود را متمرکز کرده و اهداف کسبوکار خود را برای سال آینده تعیین کنید. پس، هنگامیکه تجزیهوتحلیل SWOT خود را تکمیل و اهداف برتر کسبوکارتان را انتخاب کردید، نظر کارکنان خود را نیز بپرسید. ممکن است آنها با شما موافق باشند یا ایدههای مفیدی که حتی به ذهن شما نرسیده را بیان کنند. مهمتر از همه، هنگامیکه آنها در ایجاد استراتژی کسبوکارتان فعالیت داشته باشند، انگیزه بیشتری برای رسیدن به این اهداف خواهند داشت. همانطور که دیل کارنگی معتقد است که:
«مردم از دنیایی حمایت میکنند که در خلق آن نقشی ایفا کردهاند.»
درواقع با مشارکت کارکنان خود در فرایند تعیین اهداف، آنان را تشویق کرده و احساس ارزشمند بودن را هدیه دادهاید و درعینحال مطمئن میشوید که اهداف شما واقعبینانه و قابلدستیابی است. همکاری با کارکنان این اطمینان را به شما میدهد که اهداف خود را بهنحویکه برای کل شرکت قابلدسترسی است، بیان کنید. برای جذب کارکنان بهمنظور دستیابی به اهداف نیز، باید مطمئن شوید که اهداف شما کاملاً واضح بوده، بهخوبی تعریفشده و بهراحتی قابلدرک هستند.
۳– آیا به روش اسمارت(smart) هدفگذاری میکنید؟
هنگامیکه شما در مورد ۳ تا ۵ هدف کسبوکار خود تصمیم گرفتید، وقت آن است که آنها را از مرحله ایده به مرحله عمل بکشانید و بهاصطلاح اهداف اسمارت ایجاد کنید:
۱- مشخص باشد: Specific- دقیقاً چهکاری میخواهید انجام دهید؟
۲- قابلاندازهگیری باشد: Measurable-چگونه متوجه موفق شدنتان میشوید؟
۳- دستیافتنی باشد: Attainable-چطور اهداف خود را پیادهسازی میکنید؟
۴-واقعبینانه باشد: Realistic- آیا اهداف شما با یکدیگر و با اهداف کلی ارتباط دارد؟
۵- زمانبندیشده باشد: Timely-چه زمانی شما میتوانید به اهداف خود دستیابید؟
حال بیایید در مثال کسبوکار سالن، درباره یکی از اهداف بحث کرده و آن را به یک هدف قابلاجرا تبدیل کنیم. مثلاً میتوانیم باهدف افزایش مشتری و درآمد، بازاریابی هدفمندی برای کارگران در ساختمانهای جدید ایجاد کرده و برای هریک از ۵ مورد بالا به گفتگو بنشینیم.
۱- مشخص بودن: ۱۰ مشتری دیگر از ساختمان اداری جدید برای سالن خود پیدا کنیم.
۲- قابلاندازهگیری: میزان پیشرفت خود را میتوانیم توسط ردیابی تعداد مشتریان جدیدی که برای ما سودآوری داشتهاند، در کنار حفظ مشتری موجود خود، اندازهگیری نماییم.
۳- دستیافتنی: این کار را میتوانیم با افزایش فروش سفارشی انجام دهیم، بدینصورت که از طریق برگهها و آگهیها در ساختمان اداری تبلیغ کنیم.
۴- واقعبینانه: این کار به ما کمک خواهد کرد تا تعداد مشتریان جدید را افزایش داده و درنتیجه، کسبوکار سالن و سود خود را افزایش دهیم.
۵- زمانبندیشده: ما این کار را تا پایان سال ۲۰۱۸ انجام خواهیم داد.
۴- KPIهای خود را تنظیم کنید
پسازآن که اهداف خود را به کمک اعضای تیم مشخص و آنها را به اهداف SMART تبدیل کردید، باید در مورداجرای دو مورد زیر فکر کنید: اندازهگیری اهداف خود و تعیین جدول زمانی.
به گفته بیل هولت، «شما چیزی که نتوانید اندازهگیری کنید را نمیتوانید مدیریت کنید و تنها آن چیزی قابل مدیریت و انجام است که قابلاندازهگیری باشد.»
رایجترین روش اندازهگیری و مشخص کردن اینکه آیا شما در مسیر رسیدن به یک هدف کسبوکار هستید یا نه، تنظیم KPIها است.
KPI مخفف شاخصهای کلیدی عملکرد است؛ درواقع اعدادی هستند که نشان میدهد شما تا چه اندازه به شکل مؤثر به اهداف کلیدی کسبوکار خود دست پیداکردهاید. زمانی که مطمئن شدید اهداف شما SMART هستند، میبایست KPIهایی که برای اندازهگیری نیاز دارید را مشخص کنید.
در مثال بالا، KPI تعداد مشتریان جدیدی است که از ساختمان اداری به مشتریان ما اضافهشدهاند (به این معنی که ما باید راهی برای پیگیری این موضوع که مشتریان ما از کجا هستند، بیابیم).
همچنین میتوانیم KPIهایی را برای موارد زیر مشخص کنیم: چه تعداد آگهی به بیرون دادهایم، چه تعداد تماس درنتیجه آگهیها دریافت کردهایم، هر مشتری جدید چه مقدار خرج کرده و یا اینکه آیا آنها مجدد به سالن بازگشتند یا خیر. بهطورکلی میتوان KPIهای مختلفی برای کسبوکار خود مشخص نمایید. مانند هدف فروش ماهانه و یا تنظیم KPI فردی برای هر یک از کارکنان.
در مثال سالن، هدف شرکت، افزایش مشتری و درآمد از یک بازار هدف خاص است. بااینحال، این هدف برای یک آرایشگر مو، ممکن است به KPIهای مختلفی تبدیل شود، مثلاً:
۱- رضایت مشتری (برای حفظ مشتریان جدید)
۲- مقدار خرج شده توسط هر مشتری (حداکثر سودآوری)
۵- ایجاد عادتهای تجاری خوب برای کمک دررسیدن به اهداف خود
همانطور که اگر در زندگی بخواهید چیزی را به دست آورید، باید یک برنامه داشته باشید و عادتهای خوب را در راستای رسیدن به آن ایجاد کنید، بهعنوان یک صاحب کسبوکار هم باید چنین عمل کنید.
اگر میخواهید وزن خود را کاهش دهید، میدانید که باید یک برنامه ورزشی برای خود در نظر بگیرید و غذاهای سالم مصرف نمایید. اگر میخواهید اهداف کسبوکارتان را به دست آورید، باید در مورد آنها هم به همین شیوه عمل کنید. اقداماتی که باعث دستیابی به KPIها میشود نیز باید برنامهریزی شود.
از تقویم برای خود و کارکنان خود استفاده کنید و یادآورها (ریمایندر) را اضافه کنید. از نرمافزار لیست کارهای آنلاین مانند ToodleDo برای سازماندهی وظایف استفاده نمایید، مهلت انجام کارها (ددلاین) را تنظیم کنید. اهداف کلیدی را بهمنظور قابلمشاهده بودن آنها روی دیوار دفتر خود و یا اتاق جلسات کارکنان قرار دهید. مهمتر از همه، بهطور مرتب پیشرفتهای خود را بررسی و تجزیهوتحلیل کرده و مسائل را حل نمایید. بررسی کنید که آیا شما KPI های مناسبی تعریف کردهاید یا نه و بهطور مداوم بهینهسازی فرآیندهای خود را در صورت لزوم انجام دهید.
با شناسایی و بررسی موارد اصلی و قابل تمرکز خود، تنظیم اهداف SMART، تعریف KPIها برای ردیابی شرکت و پیشرفت فردی، و همچنین استفاده از سیستمهایی برای اطمینان از اینکه آیا شما به برنامه رسیدهاید یا نه، خودتان را در بهترین موقعیت قرار میدهید.
منبع:











































