همان اول مصاحبه نیم نگاهی به دستگاه ضبط در دستم می کند و می گوید «اگر کم تر از دو گیگ حافظه داشته باشد، فول می شود…» و این یعنی «علیرضا رضائی عارف» برگزیده انواع و اقسام جشنواره های کارآفرینی که در چندسال اخیر برگزار شده، کلی حرف دارد از نوآوری هایی که به قول خودش همه ملی و فرا ملی است. رضایی ۳۵ ساله و ساکن همدان که ذهنش پر از ایده های خلاق است، تنها ۴ طرح را توضیح می دهد درحالی که ۱۷ ایده مختلف در ذهنش دارد و می گوید: اگر بخواهید همه شان را آنالیز می کنم و هرکدام را که گفتید کاربردی نیست از لیستم خط می زنم.اما مطمئن باشید تمام این ۱۷ طرح ملی و فرا ملی است…او خیلی حرف برای گفتن داشت و صفحه ما ناتوان از انعکاس همه حرف هایش …
گفتگوی صفحه نسل سوم روزنامه کیهان با این کارآفرین نمونه را آنهایی بخوانند که شبانه روز خود را برای یافتن یک میز و نشتن پشت آن می گذرانند. لذت خواندن یک گفتگوی پرانرژی و امید بخش را از دست ندهید! اگرچه وزارت کار برای چندمین سال پیاپی جشنواره کارآفرینی برگزار می کند و طی آن از عده ای تجلیل می کند و عکسی و دستی و جشنی و تمام! چه زمانی قرار است از نخبگان به شکل عملیاتی استفاده کنیم، خدا می داند! آنها که خیلی دنبال اصلاح الگوی مصرف هستند هم این گپ ما را از دست ندهند.
آقای عارف شنیده ایم شما از طرحی برای آبیاری زمین کشاورزی خود استفاده می کنید که اگر در سطح کشور اجرا شود مشکل بی آبی را حل خواهد کرد. توضیح می دهید داستان چیست؟
در زمین خودم شبکه ای بوجود آوردم که نیاز به هیچ گونه «انرژی» برای آبیاری ندارد اما هر جای باغ که فلکه باز شود آب ۶ متر فواره می زند. در این شبکه آب رسانی نه از برق استفاده شده و نه انرژی موتور و دیزل. با تلفیق یک فناوری قدیمی و با فناوری جدید این طرح را اجرا کردم. نیرویی را که باعث ایجاد این فواره می شود از شرایط زمین گرفتم. ایجاد انرژی به این صورت است که منبع تامین آب ۲۲ متر ارتفاع دارد و ۱۲۰۰ متر لوله کشی کردیم و فشار آب را به زمین پایین دست انتقال دادیم.
آن وقت ۶ متر فواره؟!
اوایل که می خواستیم این کار را انجام دهیم کسی باورش نمی شد و موقع ارائه طرح گفتند که امکان ندارد؛ باید ایستگاه پمپاژ داشته و ترانس برقی موجود باشد و آب از این طریق پمپاژ شود. الان بعد از ۴ سال از آن بازدید می کنند و طرح نمونه استان همدان هم شناخته شد. این طرح را به یک پروژه تحقیقی در قالب آب فراوان و برق سبز تبدیل کردم. اگر این پروژه به معنای واقعی اجرایی شود ما در ایران کمبود آبی نخواهیم داشت و علاوه بر آن صادر کننده هم خواهیم بود.
کمی باور کردنی نیست…
اگر کسی می گوید این طرح اجرایی نیست بیاید تا آن را ثابت کنم. حاضرم این را به تمام کارشناسان اثبات کنم. مقاله ای نوشتم تحت عنوان «انرژی های تجدید پذیر نهفته در ارتفاعات کوهستان های ایران؛ آبیاری ثقلی، برق سبز و توسعه پایدار» و این مسئله را از نظر عملی، علمی و تکنیکی و … بررسی کردم. این مقاله حاصل تجربه و پژوهش من است. مسئولان بیایند و بازدید کنند. علاوه بر این می خواهم توسط همین طرح، که هیچ انرژی مصرف نمی کند، برق هم تولید کنم.
چطور؟
ایجاد انرژی از طریق استفاده از اختلاف ارتفاع است و از این اضافه ارتفاع ایده ای به ذهنم رسیده و منتظر وام و کمکی حتی در زمینه تکنولوژی نیستم در سال جدید دستگاه مولد برق را می سازم و از آبی که اختلاف ارتفاع دارد برق تولید می کنم، البته این روش هنوز در دنیا استفاده نشده است.
ببینید ما آب را در دشت رها می کنیم و نهایتا در خوزستان جلویش را با ساخت سد کرخه و هزینه چندصد میلیارد تومانی می گیریم درحالی که انرژی اصلی ما در کوهستان هاست. دماوند ۴ هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارد و دشت خوزستان از سطح دریا فقط ۲۰ متر اختلاف ارتفاع دارد. یعنی ما ۳۹۸۰ متر ارتفاع را از دست دادیم و سدی ساختیم که تنها ۹۰ متر ارتفاع ایجاد کرده است. در صورت اجرایی شدن پروژه ام می توانم بدون مصرف انرژی برق تولید کرده و بجای لوله های ۵۰ اینچی نفت لوله های ۱۰۰ اینچی آب را در کشور ایجاد و آب آن را تامین کنم.
از نظر اقتصادی برآوردی داشتید؟
سود این طرح اصلاقابل محاسبه نیست. من می گویم یک میلیارد متر مکعب آب با این طرح می توانم برای کشور به ارمغان بیاورم و ثابت می کنم، نه هزینه ای می خواهم و نه وام و نه هیچ. فقط طرح را بازدید کنند و پروژه را به من بسپارند. مسئولان می گویند اگر ۳۰ درصد آب کشور اضافه شود مشکل کم آبی حل خواهد شد. من خیلی راحت می گویم آب در دسترس کشور را یک میلیارد متر مکعب افزایش می دهم. هیچ امکاناتی هم نمی خواهم فقط پروژه ای را به من محول کنند و بگویند این را تحویل بده! من باتوجه به پتانسیل موجود این کار را انجام می دهم. البته اگر نیایند هم این کار را انجام می دهم. الان رایزنی های محلی را با جامعه هدفم انجام دادم. استقبال های محلی صورت گرفته و نهایتش این است که خودم انجام می دهم.
دقیق ترش را بگویید…
در ۵۰۰ هکتار زمین آب را ۸ برابر می کنم. درحالی که اگر می خواستم سنتی کشاورزی کنم که زمین کشاورزیم اصلاوجود نداشت. ابتدا در زمین پدرم صرفه جویی ایجاد کردم و بعد در این زمین آن را توسعه دادم. الان زمین خودم ۷۰ هزار متر است و ۳هزار اصله درخت را از این طریق آبیاری می کنم.
اگر قرار بود سنتی کشاورزی کنید نه کارآفرینانه، چه؟
اولین صرفه جویی اقتصادی این است که در سال ۸۳ باید ۵ میلیون تومان برای ترانس برق هزینه می کردیم و ۵ میلیون تومان هم برای تیر برق و تابلو و … به علاوه پول برقی که باید پرداخت می کردیم. این جدای صرفه جویی آبی است که داشتیم و تازه می خواهیم برق هم تولید کنیم. تولید برق در این پرو ژه، برای اولین بار، به نظرم یک انقلاب در کشاورزی است.
فکر می کردید به نتیجه برسید؟
پدرم وقتی می خواست آبیاری بارانی در زمینش ایجاد کند برخی از افراد روستا می خندیدند و می گفتند فلانی می خواهد استغفرالله در کار خدا دخالت کند. اما الان همه از طرح ما الگو می گیرند و حتی سه ماه منتظر می مانند که من یک روز فرصت کنم و دو ساعت بروم روی زمینشان بگویم با توجه به شرایط این طرح را اجرا کن…
قضیه فروش آکواریوم و داستان ماهی و وانت چیست؟
در فروش ماهی مشکلی به نام بازاریابی داشتیم. اولین ایرادی که مردم برای خرید آن می گرفتند این بود که این ماهی تازه است یا نه. یکی چشم ماهی را نگاه می کرد و یکی آبشش و …با توجه به تجربه ۹ ساله ای که که در فروش ماهی داشتم فکر کردم بهتر است ماهی را زنده بفروشیم. البته در این تجربه ۹ ساله هم شکست داشتم و هم موفقیت. سال ۸۱ به علت سرمایه گذاری اشتباهی که روی ماهی انجام دادم تمام سرمایه ام را از دست دادم.
هم پرورش ماهی داشتم و هم فروش. در پرورش ماهی ۵ سال در استان نمونه بودم. وقتی روی فروش آمدم در شبکه توزیع، مشتری زیاد گرفتم و سرمایه به اندازه شان نداشتم. نسیه دادن من را شکست داد. دو تا ماشین و خانه را فروختم و زندگی ام تقریبا به حالت ایست رسید. اما از «ماهی» به علت اینکه سرمایه ام را از دست داده بودم ناامید نشدم و با تجربیاتی که داشتم شرایط را برای خودم قابل تحمل کردم.
چه ایده ای به ذهنتان رسید؟
۷ سال پیش جزء زنده فروش ها بودم برای شخصی از همدان تا تهران در تانکر آب معمولی، ماهی می بردم. برای همین پژوهش هایی در بحث فروش انجام دادم. نقطه ضعف ها را که بررسی کردم، دیدم اگر ماهی را که با ماشین می برم، ببینم خیلی بهتر است. اولین کاری که کردم این بود که شیشه ای پشت سرم در تانکر زدم تا از آینه وسط که نگاه می کنم ماهی را ببینم. بعد کم کم شیشه ها را افزایش دادم و دیدم که تانکر دوام آورد.
این ماشین الان ۲ سال و نیم است در همدا